سفر بی‌بازگشت شکوفه‌های نشکفته
1400-10-16
سفر بی‌بازگشت شکوفه‌های نشکفته

 

با ظهور اینترنت و فراگیرشدن رسانه های اجتماعی، تصویر مبهمی که از کشورهای توسعه یافته در ذهن مردم سایر کشورها نقش بسته شده بود، واضح شده و سطح انتظارات آنها از طریق دسترسی آزاد به اطلاعات، وسعت یافته است. در عصر حاضر، همه، به ویژه جوانان، به دنبال یک دورنمای روشن و انگیزه بخش و امکاناتی برای زندگی بهتر و نیز تحقق آرمان هایشان هستند. اگر همدلانه عمل نکنیم و نتوانیم چشم اندازی جذاب و دست یافتنی و امید به افزایش سطح درآمد در اختیار آنها قرار دهیم و محیطی را برای آنها آماده کنیم که بتوانند کارآمدی خود را نشان دهند، آن دورنما را فراتر از مرزهای جغرافیایی جست وجو خواهند کرد. بدون چنین چشم اندازی، جریانی به  وجود می آید که عده زیادی، از دانش آموزان دبیرستان تا دانش آموختگان دکتری و حتی لایه های بالاتر سنی را دربر می گیرد و ما را به صدر فهرست کشورهای صادرکننده میوه ای به نام <> می رساند؛ عده ای از آنهایی هم که امکان مهاجرت ندارند، سرخورده و مأیوس خواهند شد. باید پذیرفت که در این قرن، دیگر سرمایه یک کشور به نفت و معادن خلاصه نمی شود، بلکه منابع خوب انسانی به عنوان مهم ترین سرمایه اصلی آن کشور و نیروی جلوبرنده پیشرفت تلقی می شوند. اهمیتی که امروزه کشورهای توسعه یافته برای مغزهای نوآور و ارزش آفرین قائل هستند، هزاران برابر اهمیتی است که تا چند دهه قبل به منابع مادی داده می شد. مهاجرت نخبگان شکل ناهمگونی از مبادله یک سویه علمی بین کشورهاست. کشورهای توسعه یافته با درک ضرورت به کارگیری علم و فناوری های پیشرفته برای رسیدن به توسعه، با برخورداری از یک نظام آموزشی پیشرو، فراهم کردن امکانات و تجهیزات نوین تحقیقاتی، احترام درخور به پژوهشگران، داشتن یک نظام حمایتی مؤثر از محققان، ارزش دادن به آزادی های مدنی و تأمین آینده ای روشن برای افراد توانمند از آن بهره می برند. کارشناسان اقتصادی معتقدند در دنیای کنونی که اقتصاد مبتنی بر سرمایه جای خود را به اقتصاد دانش محور داده است، ازدست دادن منابع فاخر انسانی، کشور را با مشکلات جبران ناپذیری روبه رو خواهد کرد. این مشکلات، کمبود نیروی کارآمد و کاردان به ویژه برای نوآوری های علمی و فناوری، ارزش آفرینی فرهنگی، خلق ثروت و مدیریت پویا را دربر می گیرد و با وجود همه اقدامات دلسوزان کشور، موجب کندشدن پیشرفت اقتصادی خواهد شد. بر اساس گزارش بانک جهانی، ایران سالانه ۵۰ میلیارد دلار بر اثر فرار مغزها متضرر می شود که دو و نیم برابر میزان صادرات نفت ایران در یک سال اخیر است. از طرفی تصمیمات نامناسب در کشور می تواند موجب تضعیف حس ملی گرایی شده و به نوبه خود باعث شود افراد بااستعداد هیچ اصراری بر کسب افتخارات ملی برای کشور خود نداشته باشند؛ اما مهم تر از آن این است که تا وقتی مفهوم توسعه و نقش علم مبهم باشد، تا وقتی به علم به عنوان یک امر تجملی نگریسته شود و تا وقتی به عالمان کشور بهای شایسته داده نشود، نمی توان انتظار داشت که آهنگ کوچ نخبگان کاهش یابد و همانی می شود که نباید بشود؛ یعنی به نقل از رسانه ها، ضرری بیشتر از 300 برابر هزینه های جنگ ایران و عراق برای اقتصاد کشور در اثر فرار مغزها اتفاق می افتد؛ اما برای جلوگیری از مهاجرت مغزها چه راهی می توانیم در پیش بگیریم. به نظر می رسد باید رویکردی چندجانبه اتخاذ کنیم و اقداماتی موازی یکدیگر انجام دهیم: نخست اینکه مدینه فاضله افلاطون شایسته توجه است که می گوید باید حاکمان حکیم و حکیمان حاکم باشند. شاید با گسترش دیدگاه های فلسفی خود و با تبادلات بین المللی ازجمله بازدید از مراکز تحقیقاتی، سازمان های دولتی، مراکز تولیدی و شرکت های تجاری در کشورهای توسعه یافته، بتوانیم درک خود را از معانی جدید توسعه، رفاه،  علم و فناوری در قرن معاصر گسترش دهیم و به یک استراتژی صحیح توسعه دست یابیم. همچنین باید تربیت و آموزش ضمن خدمت معلمان، برنامه های آموزشی و کتاب های درسی از مدرسه تا دانشگاه با پیشرفت های نوین علمی و فناوری و علائق و نیازهای محصلان همسو شده و به روزرسانی شوند. آموزش حافظه محور باید جای خود را به آموزش های مبتنی بر ارتقای خلاقیت و تعالی حس کنجکاوی محصلان دهد و آنها را به لذت بردن از فهم طبیعت ترغیب کند. امر مهمی که بدون انگیزه دادن به معلمان و احترام به منزلت آنها میسر نمی شود. به  علاوه، باید

 

بر اساس تجربه جهانی، سهم پژوهش از درآمد ناخالص ملی، در یک دوره پنج ساله، از نیم درصد به حداقل دو و نیم درصد افزایش یابد؛ چراکه به قول قدیمی ها، بدون مایه فطیر است؛ یعنی بدون بودجه پژوهشی نمی توان امکانات، مواد و تجهیزات آزمایشگاهی مناسب تهیه کرد، زیرساخت های پژوهشی را تأسیس کرد، به حمایت از مراکز توسعه فناوری پرداخت و به معیشت محققان جوان کمک کرد. در قدمی دیگر باید برای بهره وری از توانایی های متخصصان و محققان، حمایت از آنها، ترغیب ایشان به ارتقای مهارت های خویش، برنامه ها و شیوه نامه های مؤثر، باثبات، چابک و انگیزه بخش با تکیه بر تجربه جهانی و نیازهای جامعه و صنعت، وضع کرده و آنها را اجرا کنیم و سرانجام باید استراتژی های کسب وکار برای افزایش سطح درآمد جوانان، ایجاد اشتغال با تکیه بر شایسته سالاری و ایجاد یک دورنمای روشن و قابل پیش بینی از زندگی آرامش بخش دنبال شوند. فرار مغزها ازدست دادن سرمایه های انسانی گران قدر و یک آسیب در سطح ملی است. بحرانی که به مرور باعث می شود میانگین سطح هوشی کشور کاهش یابد، بنیه علمی کشور ضعیف شود، کاهش بهره وری و تولید ایجاد شود و خلاصه به جامعه، فرهنگ و اقتصاد ضرباتی جبران ناپذیر وارد آید. بی توجهی به این مهم می تواند موجب ناامیدی دغدغه مندان پیشرفت کشور و مایه شرمساری در نزد آیندگان شود.

* رئیس انجمن ریاضی ایران، عضو فرهنگستان علوم و مدیر پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد